دموکرات ها و سیاست خارجی ترامپ

 

 

کانون فعالان سیاسی ایرانی مقیم ترکیه  _ احمد عزیزی، قائم مقام اسبق وزارت خارجه و کارشناس مسائل بین الملل می گوید: در دوره های زیادی آمریکایی ها به قول خودشان سیستم چک اند بالانس را در نظر داشته اند؛ یعنی وقتی دولت جمهوری خواه سر کار بوده، در انتخابات میان دوره ای به دموکرات ها رای داده اند و به عکس. با این حال، نتایج نشان می دهد که جای پای دموکرات ها برای انتخابات بعدی محکم تر شده است.

 

میثم بازیاری

 

احمد عزیزی، قائم مقام اسبق وزارت خارجه و کارشناس مسائل بین الملل می گوید: در دوره های زیادی آمریکایی ها به قول خودشان سیستم چک اند بالانس را در نظر داشته اند؛ یعنی وقتی دولت جمهوری خواه سر کار بوده، در انتخابات میان دوره ای به دموکرات ها رای داده اند و به عکس. با این حال، نتایج نشان می دهد که جای پای دموکرات ها برای انتخابات بعدی محکم تر شده است.

عزیزی در گفت وگو با «انتخاب»، درباره تاثیر نتایج انتخابات میان دوره ای آمریکا بر سیاست های ترامپ علیه ایران گفت: بعید است که تغییری در این سیاست ها صورت بگیرد. به نظر می رسد تمرکز دموکرات ها بیشتر روی مسائل داخلی آمریکا باشد تا مسائل خارجی. به هر حال در حال حاضر ایران به برجام پایبند بوده و از این نظر دموکرات ها قصدی برای دخالت در امور سیاست خارجی آمریکا نخواهند داشت. حتی حساسیت رای دهندگان آمریکایی نیز روی مسائل داخلی بیشتر بود تا مسائل خارجی.

این کارشناس مسائل بین الملل افزود: در حال حاضر جمهوری خواهان در سنا حتی چند کرسی بیشتر هم به دست آورده اند و از این نظر سیاست خارجی برای آنها اهمیت دارد. با این وجود دموکرات ها در مجلس نمایندگان می توانند برای سیاست های ترامپ مزاحمت ایجاد کنند، روی سیاست های او ترمز بگذارند و حتی در حوزه سیاست خارجی، فشار روی عربستان سعودی را افزایش داده و تلاش کنند تا از اختلاف با اروپا کم کنند. اما خوشبین نیستم که درمورد سیاست های ترامپ علیه ایران تغییری ایجاد شود.

عزیزی درباره موقعیت ترامپ پس از انتخابات میان دوره ای گفت: به هر حال موقعیت ترامپ از قبل کمی متزلزل تر شده. اما سنا برگ بنده جمهوری خواهان است و به همین دلیل این انتخابات آن گونه که باید، نتوانست رفراندومی علیه ترامپ تلقی شود.

قائم مقام اسبق وزارت خارجه درباره اینکه آیا نتایج این انتخابات می تواند پالس هایی پیرامون انتخابات سال ۲۰۲۰ به ما بدهد، اظهار داشت: درمورد مجلس نمایندگان، واقعیت آن است که در دوره های زیادی آمریکایی ها به قول خودشان سیستم چک اند بالانس را در نظر داشته اند؛ یعنی وقتی دولت جمهوری خواه سر کار بوده، در انتخابات میان دوره ای به دموکرات ها رای داده اند و به عکس. با این حال، نتایج نشان می دهد که جای پای دموکرات ها برای انتخابات بعدی محکم تر شده است.

هال برندز در بلومبرگ نوشت: مسائل روابط خارجی به ندرت بر نتایج انتخابات میان دوره ای کنگره تاثیر می گذارند اما انتخابات میان دوره ای تحولاتی در روابط خارجی آمریکا به ارمغان می آورند. جهان از نزدیک، انتخابات روز سه شنبه آمریکا را تحت نظر داشت چرا که در دوره ریاست جمهوری ترامپ، سهم جهان از انتخاب های سیاسی دولت آمریکا هرگز به این اندازه نبوده است. نتیجه این انتخابات که پیروزی دموکرات ها در کنگره و جمهوریخواهان در سنا بود، تاثیر اساسی بر نحوه تعامل دولت آمریکا با جهان نخواهد داشت. اما می تواند در چند حوزه دموکرات ها را توانمند سازد و این موجب می شود دست کم موقتا ناظران خارجی بتوانند مسیر سیاست خارجه دولت آمریکا را پیش بینی کنند.

به گزارش «انتخاب»؛ در ادامه این مقاله آمده است: از اموری شروع می کنیم که تغییر نخواهند کرد. چارچوب اصلی سیاست خارجی دولت ترامپ تغییر نخواهد کرد: یعنی رفتار دمدمی مزاجانه، تمایل به تقابل با متحدان قدیمی و شرکای تجاری، رنگ و لعاب خودکامگی و رابطه گرایی و اختلاط منافع شخصی با سیاسی. ترامپ شخصا تغییر چندان مهمی در مشی خود ایجاد نخواهد کرد و دموکرات ها نیز که تنها کنترل یک دوم از یک سوم قوای حکومتی آمریکا را به دست گرفته اند، قدرت زیادی برای مهار او نخواهند داشت.

کنگره دموکرات نمی تواند دولت را مجبور کند به توافق هسته ای ایران یا توافق اقلیمی پاریس بازگردد. همچنین نتایج این انتخابات باعث نمی شود با استفاده از گزارش تحقیق و تفحص بازرس مولر که بسیار خبرسازتر از اقدامات مشابه است، استیضاح ترامپ عملی شود. همچنین بعید است رهبری حزب دموکرات با عقاید نمایندگان پیشرو مانند تحریم اسراییل به عنوان یک رژیم آپارتاید همراهی کند. با این وجود، در سه محور، کنگره دموکرات می تواند بر سیاست خارجی آمریکا اثر بگذارد.

نخست اینکه کنگره دموکرات می تواند از قدرت نظارتی خود برای فشار بر دولت استفاده کند و گفتمان سیاست خارجی دموکرات ها را غالب کند. کمیته های دموکرات در کنگره می توانند با استفاده از احضارها و سایر ابزارهای نظارتی به روشن کردن روابط پشت پرده میان مقامات دولتی (از جمله جیرد کوشنر و خود ترامپ) و کشورهای خارجی مانند عربستان سعودی و روسیه بپردازند.

نگرانی ها بابت فساد و تبانی بالا گرفته است و کنگره دموکرات بهتر از کنگره جمهوریخواه می تواند این نگرانی ها را پیگیری کند. البته چالش دموکرات ها این است که در پیگیری این موارد اقدامات وسواسی مانند قضیه حمله به سفارت در بنغازی که کمتر مورد علاقه افکار عمومی هستند را تکرار نکند. رویکرد سازنده تر این است که از جلسات استماع استفاده شود تا در امور سیاستی کلان، دست دولت زیر ساطور بماند (مثلا هزینه ای که دولت برای پیگیری دیپلماسی روابط با کیم جونگ اون می پردازد) و اینکه تاسیس یک چارچوب فکری برای سیاست خارجی در سال ۲۰۲۰ و پس از آن را پیگیری کند.

دوم احتمال افزایش اصطکاک در روابط آمریکا و سعودی هاست. عموما دموکرات ها بیشتر از جمهوریخواهان نسبت به انعقاد قرارداد فروش سلاح به عربستان و حمایت از جنگ بن سلمان در یمن تردید دارند و کمتر مستعد پذیرش پیشنهاد دولت برای عبور فوری از قضیه قتل خاشقجی هستند. به احتمال زیاد، دموکرات ها قادر نخواهند بود فروش سلاح به سعودی ها را متوقف کنند چراکه این کار به اکثریت های قاطع با قدرت وتوی تصمیم دولت نیاز دارد که فراتر از حوزه اقتدار فعلی آنهاست. اما تغییر توازن در کنگره موجب تاکید بر تقاضای تحریم برخی مقامات سعودی، قطع مداخله آمریکا در جنگ یمن یا فاصله انداختن میان ریاض و واشنگتن می شود.

سوم افزایش نظارت بر عملکرد پنتاگون است. کنگره دموکرات می تواند بحث درباره مکان، زمان و اهداف استفاده از نیروهای آمریکایی در عملیات های خارجی به منظور جنگ با تروریسم را احیا کند. در صورت تعقیب قضایی، دولت ناچار می شود اهداف خود را از حضور در مناطقی مانند سوریه و یمن شفاف کند. مساله مهمتر، بودجه پنتاگون است. در سال ۲۰۱۷ وزیر دفاع جیمز متیس و رییس ستاد مشترک ژنرال جوزف دانفورد شهادت دادند که اگر آمریکا بخواهد مزیت نظامی برابر روسیه و چین را حفظ کند، وزارت دفاع به رشد بودجه سالانه همگام با تورم به میزان سه تا پنج درصد نیاز دارد. علی رغم افزایش بودجه پنتاگون در سال های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ به بیش از ۷۱۶ میلیارد دلار، دولت ترامپ قصد دارد بودجه سال ۲۰۲۰ را به ۷۰۰ میلیارد دلار کاهش دهد.

اکنون ممکن است این روند کاهشی شتاب بیشتری بگیرد. رهبران دموکرات به بودجه نظامی به چشم وجوهی نگاه می کنند که باید صرف منافع طبقه کارگر و متوسط در داخل کشور بشود (علی رغم این حقیقت که به صورت سنتی افزایش بودجه نظامی موجب افزوده شدن به وسعت طبقه متوسط می شود). انتظار می رود کنگره دموکرات، طرفدار بودجه ای باشد که مبالغ بیشتری صرف  هزینه های اجتماعی نسبت به امور دفاعی کند. این رویکرد موجب می شود پنتاگون استفاده بهینه تری از منابع موجود به عمل بیاورد. از طرف دیگر این رویکرد موجب تضعیف روند نوسازی توان اتمی، سرمایه گذاری ناکافی در تسلیحات مهم متعارف، عدم آمادگی برای بحران ها و ضعف در ارسال سیگنال آمادگی آمریکا برای دفاع از منافعش در سرتاسر جهان به متحدان و دشمنان خواهد شد.

مساله دیگری که به همین اندازه اهمیت دارد، این است که آثار انتخابات میان دوره ای بیش از آنکه ملموس باشد، نمادین است. از زمان پیروزی ترامپ در سال ۲۰۱۶، کشورهای جهان این سوال را در ذهن دارند که آیا چربیدن سیاست ترامپ یعنی «اولویت با آمریکا»، بر سیاست سنتی بیرون گرایی آمریکا، راهبردی مقطعی است یا راهبردی طولانی مدت؟ اگر جمهوریخواهان پیروز این انتخابات می شدند که ترامپ تلاش می کرد آن را تا حدی شخصی سازی کند، این به نوعی تایید رویکرد فعلی دولت آمریکا تلقی می شد.

سیاست هراس افکنی و عوام فریبی رییس جمهوری در موضوعاتی مانند مهاجرت موجب تلنگر به جنبش های لیبرالی در سایر نقاط جهان به ویژه اروپا شده است. امکان دارد بازنگری های همگام با آن در سیاست جهانی ناشی از نگرانی متحدان آمریکا و تلاش برای دور زدن یا مخالفت با آمریکا در مسائلی مانند تجارت و اداره جهان، شتاب بیشتری بگیرد. این حقیقت که دموکرات ها توانسته اند بخشی از کنگره را پس بگیرند به معنی رد کامل سیاست ترامپ از سوی رای دهندگان نیست. با این حال موجب تخفیف صدماتی می شود که یک کنگره جمهوریخواه می توانست به دنبال داشته باشد.

متحدانی که مدت ها به رهبری آمریکا اتکا داشتند اما از ناحیه ادامه عملکرد جاری دولت ترامپ احساس نگرانی می کنند، تا حد امکان به همکاری با واشنگتن ادامه خواهند داد، البته با این امیدواری که سیاست آمریکا پس از سال ۲۰۲۰ به روال عادی بازگردد. جهان به انتخابات میان دوره ای سال ۲۰۱۸ به عنوان پیروزی دیگری برای پوپولیسم بیگانه-هراس نگاه نخواهد کرد. مطمئنا کنگره دموکرات با چالش های بزرگی مواجه خواهد بود و نگرانی عمیق از سیاست خارجی آینده آمریکا پابرجا خواهد ماند. اما نتایج انتخابات اخیر دست کم زمان بیشتری برای نظم جهانی خریده است که آمریکا سهم زیادی در شکل گیری آن دارد.

 

در جریان اعلام واشنگتن در مورد معافیت ۸ دولت از تحریم‌های نفتی ایران، نام چهار دولت اعلام شد؛ ترکیه، کره جنوبی، ژاپن و هند. همین مساله نشان داد که ترجمه سیاسی یا بهتر بگوییم، عملی شدن «به صفر رساندن» صادرات نفت ایران، غیر ممکن است. تنها همین چهار دولت اعلام شده، نیمی از صادرات نفت ایران را به خود اختصاص می‌دهند و با احتساب چهار دولت دیگری که از تحریم‌ها معاف شده اند، صادرات نفت به میزان زیادی افزایش می‌یابد.

 

عریب الرنتاوی در الخلیج الجدید نوشت: دور دوم تحریمهای امریکا علیه ایران اجرایی شد و در این میان، واشنگتن بر روی به صفر رساندن صادرات نفت ایران و قطع روابط تهران با نظام بانکی سوئیفت، حساب باز کرده است.

به گزارش «انتخاب»، این رسانه عرب زبان ادامه داد: این در حالی است که شک و تردیدهای زیادی در مورد قدرت ایالات متحده برای رسیدن به این اهداف وجود دارد و بسیاری از تحلیلگران از بازگشت آمریکا به مذاکره با ایران صحبت می کنند.

در جریان اعلام واشنگتن در مورد معافیت ۸ دولت از تحریمهای نفتی ایران، نام چهار دولت اعلام شد؛ ترکیه، کره جنوبی، ژاپن و هند. همین مساله نشان داد که ترجمه سیاسی یا بهتر بگوییم، عملی شدن «به صفر رساندن» صادرات نفت ایران، غیر ممکن است.

تنها همین چهار دولت اعلام شده، نیمی از صادرات نفت ایران را به خود اختصاص می دهند و با احتساب چهار دولت دیگری که از تحریمها معاف شده اند، این نسبت (صادرات نفت) به میزان زیادی افزایش می یابد.

با توجه به اینکه جبران کمبود نفت ایران در بازارهای جهانی برای هیچ یک از دولتهای تولید کننده و صادر کننده نفت، در دسترس نیست، انتظار می رود که قیمتهای نفت خام شاهد افزایش چشم گیری باشد و به این ترتیب، ایران به لطف تحریم آمریکا، کاهش صادرات خود را با افزایش قیمت نفت، جبران می کند. همین نکته تهران را قادر به حفظ نسبت معقولی از عایدات نفتی اش می کند.

در صورتی که اروپا موفق شود به التزام های خود در مورد ایجاد ساز و کار جدیدی برای حمایت از شرکتهای خود که با ایران تعامل دارند، وفادار باشد، تهران می تواند بقای مبادلات تجاری خود با مهمترین مراکز بین المللی، به استثنای ایالات متحده را تضمین کند.

اینطور که به نظر می رسد، تهران خود را از قبضه تحریمهای بین المللی فراگیر و قاطع، رهانیده است؛ در این شرایط، آیا در روزهای آینده در برابر خواسته های آمریکا عقب نشینی می کند، بویژه در حالی که اغلب دولتهای جهان قصد همراهی با ایالات متحده را ندارند؟

اما در مورد دلار، بعنوان ارز مبادلات تجاری، و خروج ایران از نظام سوئیفت، باید گفت این داستان، انعکاسهای میان مدتی برای واشنگتن خواهد داشت، که بسیار شدید تر از تاثیرات آن بر تهران است.

به این دلیل که گسترش تحریمهای ترامپ علیه تعداد زیادی از دولتهای جهان که چیزی حدود بیش از دو میلیارد از ساکنان این کره خاکی را در خود جای داده است، دولتهای مذکور را بر آن می دارد تا به دنبال نظام های جایگزین و موازی با سوئیفت باشند و تلاش کنند ارز دیگری را جایگزین دلار در تجارت جهانی کنند.

در این میان، ایران بیشترین بهره را از چنین نظام جایگزینی می برد که براساس آن، می تواند تجارت خود با دیگر دولتها را با استفاده از ارزهای داخلی، ادامه دهد. آمریکا باید بداند که امکان پایان دادن به نقش اثرگذار ایران در نزاعهای منطقه ای وجود ندارد.

در امتداد چهار دهه گذشته، تهران پایگاههای زیادی را در یمن، عراق، سوریه، لبنان و فلسطین، برای خود ایجاد کرده است و هیچ یک از این دولتها نمی توانند بدون حضور ایران بر سر میز مذاکره، به بحرانهای خود پایان دهند.

گزینه های واشنگتن و برگه های برنده آن در منطقه، بیشتر یا قویتر از برگه های برنده تهران نیست و تجربه ثابت کرده است که ایران در میدانهای مختلف، روی هم پیمانان خود حساب باز می کند، درست برخلاف واشنگتن که نقش کمرنگی در اداره بحرانهای منطقه دارد یا در واقع در این زمینه تلاشی نکرده است.

از این رو، دولت ترامپ از تکرار دعوتهای پی در پی خود از تهران برای ورود به مذاکرات جدیدی با آن، در مورد برنامه های هسته ای، موشکی و نفوذ منطقه ای اش، دست برنمی دارد.

با اینکه هیاهوی مقابله بین تهران و واشنگتن گوشها را کَر کرده است، اما منابع آگاه از مذاکرات مستقیم و غیر مستقیمی صحبت می کنند که با وساطت طرفهای متعددی از جمله عمان، بین مسئولان ایران و آمریکا، در حال انجام است.

تحریمها هرگز کمر ایران را نمی شکند و این کشور را مجبور به بالا بردن پرچم سفید و پذیرش شروط پمپئو، نمی کند. اما این سادگی است اگر گمان کنیم که ایران از این تحریمهای سخت، هیچ تاثیری نمی پذیرد و تدابیر آن برای جلوگیری از ضربه خوردن اقتصادش، کفایت می کند.

بدین معنا، این مقابله و بازی بین دو طرف ادامه دارد و احتمالا تا زمانی که تهران بخواهد اثر موردنظر آمریکا از تحریم ها را احساس کند، ترامپ از کاخ سفید رفته است.