تراژدی بی پایان مرگ دانش آموزان!

 

 

سهراب سهیلی

اتوبوس راهیان نور که حامل دانش آموزان تبریزی بود، واژگون شد.

تقدیر اینطور رقم خورده است

که اتوبوس های راهیان نور هرساله واژگون شوند.

هنوز خاطره تلخ کشته و زخمی شدن ده ها دانش آموز دختر هرمزگانی

که راهی سرزمین جنگ، شلمچه، بودند

از اذهانمان پاک نشده بود،

دختران تبریزی نیز مرگ را پیش از رسیدن به مناطق جنگی به چشم دیدند.

آنها قرار بود با رزمنده های دوران جنگ تحمیلی هم دردی کنند،

اما رسم روزگار بر این بود که اتوبوس شان برای چندین بار واژگون شود.

کافیست در اینترنت عبارت واژگونی اتوبوس حامل راهیان نور را جستجو کنید،‌

اتوبوس هایی از کرج، فارس، هرمزگان،تبریز را مشاهده می کنید

که به سمت مناطق جنگی رهسپار بودند

اما مرگ مهلت را به شماری از آنها نداد.

مرگ دیگر برای ما صرف یک “حادثه” نیست،

مرگ سرباز، دانش آموز، دانشجو، معترض، آتش نشان، مهندس نفت و… دیگر ” تقدیرمان” شده است.

اگر علت مرگ را چونان یک حادثه ببینیم،

قطعا برای این علل، راهکاری نیز پیدا می کنیم.

چنانکه در ژاپن مرگ را پدیده ای کاملا این جهانی می پندارند،

و برای حوداث منجر به مرگ، راهکار این جهانی پیدا می کنند.

در ژاپن زلزله های ۸ ریشتر به وقوع می پیوندد،

اما کمترین تلفات را دارد؛

درست برای آن که آنها مرگ را تقدیری نمی بینند.

اما در کشور ما راه ها برای فرار از پاسخگویی فراون است.

یکی از بهترین و بی دردسرترین شیوه ها،

تلقی تقدیری از مرگ داشتن است.

در این سیستم مسئول زیربط

پس از وقوع حادثه به جای جستجوی علل،

پیام تسلیتی ارسال می کنند

تا ” غم دروغین” خود را نشان دهند.

اما در ژاپن مسئول زیربط نه تنها استعفا می دهد،

بلکه خسارات وارده را شخصا باید پرداخت کند.

مرگ دانش آموزان اردو راهیان نور

بهترین فرصت و اصلا غنیمتی است

برای اذهان بیمار عده ای که دین و ارزش ها را

ابزاری برای مخفی کردن “حماقت” خود کرده اند.

پس از چنین حادثه ای قطعا مسئولان،

به جای شرمندگی و استعفا از کار،

تعبیر” چه سعادتی بزرگتر از این نصیب آدم میشود

که در راه مناطق جنگی آدم کشته شود؛

اصلا این خود شهادت است” را استفاده خواهند کرد!

تدبیر را به گوشه ای نهادن

و تقدیر را دو دستی چسبیدن،

نتیجه ای جز مرگ دانش آموزان

و آینده سازان مملکت و داغ دار کردن خانواده هایشان ندارد.

امابه پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی است.