وقتی تندروها در ایران و آمریکا برای هم نان می پزند

کانون فعالان سیاسی_ اظهارات وزیر امور خارجه ایالات متحده و دخالت های وی در امور داخلی ایران  تازگی ندارد. پیش از این هر گاه جنبش های ملی موفقیت هایی را کسب کردند شاهد اظهار نظرهایی از این دست بودیم آن هم از جانب گرایش سیاسی در آمریکا که اعتقادی به اصلاح در ایران ندارد و یکی از شاخصه  های اصلی این گرایش افراط گرایی و ایجاد تنش در روابط بین الملل است. طنز تلخ روزگار اینجاست که خواسته یا ناخواسته، دخالت ها و اظهار نظرهای مقامات آمریکایی در امور داخلی ایران در نهایت به سود تندروها وافراطیونی تمام شده است که پیشرفت جنبش اصلاح طلبی ایران را در تضاد  با منافع خود می بینند.

وزیر خارجه آمریکا در حالی از سیاست تغییر رژیم صحبت کرده است که این سیاست در دوران اوباما کنار گذاشته شده بود و حاصل آن هم برجام بود. از زمان روی کار آمدن ترامپ بسیاری از قراردادهای چند جانبه و دو جانبه  بین المللی که در دوران اوباما از سوی آمریکا امضا شده اند لغو شده یا تجدیدنظرهای اساسی در آنها صورت گرفته است. کنارگذاشتن توافق پاریس در مورد تغییرات آب وهوایی و لغو برخی از توافق ها میان آمریکا و کوبا نمونه های واضح از رویکرد دولت جدید ایالات متحده است.این بیم وجود دارد که سیاست خارجی نامنسجم و سردرگم ایالات متحده به برجام هم  ضربه بزند.

وزیر خارجه ایالات متحده به خوبی می داند که جنبش سبز ایران و مجموعه اصلاح طلبان در ایران جنبشی خودجوش داخلی و برآمده از واقعیات درونی ایران است. رهبران این جنبش و سران اصلاحات بارها مرزبندی خود را با نیروهای بیگانه اعلام کرده اند و در متن ها و سخنرانی های آنها این مرزبندی ها به صراحت اعلام شده است. قدرت گسترده جنبش سبز را شهروندانی رقم زدند که خود به رسانه تبدیل شدند. آنها نیروهای خُرد و کوچکی بودند که با فعالیت های رسانه ایشان به صدایی بزرگ در عرصه سیاسی اجتماعی ایران تبدیل شدند. اتکای جنبش سبز بر قدرت مردم است  و گستردگی آن هم ناشی از این بود  که شهروندان معترض بدون اتکا به غول های رسانه ای خود صدای مطالباشان شدند. در جنبش سبز، هژمونی رسانه ای صدا و سیما شکست و شهروندان خود روایتگر رنج ها و مصیبت هایی شدند که بر معترضان تحمیل شد.

جنبش سبز را باید به عنوان یکی از خودجوش ترین و مدنی ترین جنبش های ملی تاریخ معاصر ایران  به حساب آورد که بدون دریافت هیچ کمک خارجی بر ساختمان افراط گرایی در ایران تَرَک انداحت. قدرتمندی این جنبش به خاطر مطالباتی بود که سالیان طولانی از سوی اکثریت ایرانی های اصلاح طلب بیان می شدند. یکی از مبانی اصلی جنبش سبز ایران هم تاکید بر  استقلال ایران  است ضمن اینکه منتقد برخی رویکردها در سیاست خارجی جمهوری اسلامی به خصوص در دوران هشت سال  ریاست احمدی نژاد بوده  که به تحریم ها و انزوای بین المللی منجر شد. جنبش سبز با هر گونه ماجراجویی بین المللی ، تنش آفرینی، تقدم منافع باندی و جناحی بر منافع ملی مخالف بوده و نسبت به دخالت نظامیان هم در سیاست داخلی و هم در سیاست خارجی  هشدار داده اما در عین حال ازاستقلال کشور قویا حمایت کرده وهمزمان خواستار آزادی های سیاسی و اجتماعی در داخل نیز بوده است.

اظهارات وزیر خارجه آمریکا بیشتر از اینکه مبتنی بر واقعیات جاری در کشور باشد نشان از سردرگمی سیاست خارجی دولت ترامپ است که سراسیمه و شتابناک در صدد مرزبندی خود با دولت پیشین آمریکاست. اظهاراتی از این دست تنها کارکردی که دارد بهانه ای برای افراط گرایانی است که تلاش می کنند به بهانه دخالت های قدرت های بیگانه در امور داخلی، فضای سیاسی اجتماعی را مسدود کنند تا منافع باندی و جناحی خود را برآورده سازند. به عبارتی تندروها در ایران و آمریکا برای هم نان می پزند و امروز آرزوی لغو برجام را هر دو گرایش در سر می پروانند.

جنبش سبز ایران و مجموعه اصلاح طلبان بدون توجه به اظهارات مداخله جویانه مقامات آمریکا با حفظ استقلال خود و با تاکید بر محوریت  منافع ملی کشور مسیر تحقق مطالبات مدنی و سیاسی  مردم ایران را با اتکا به قدرت مردم پیش خواهند گرفت تا زمینه برای اجماع ملی جهت توسعه کشور فراهم شود ومحافظه کاران در نهایت به خواسته های اکثریت مردم تن بدهند. طبیعتا حفظ استقلال کشور، پرهیز از ماجراجویی در سیاست خارجی و تداوم سیاست تنش زدایی و افزایش قدرت ملی از تاکید ویژه های جنبش سبز است.